آسمون آبی
گاهی سکوت دوست معجزه می کند و تو می آموزی که بودن همیشه در فریاد نیست. هانیه جووووون دوست دارم ... در آن دنیا هم آسمان آبی است ...؟ گـ ـاهی اوقـ ـاتــ اونـ ـقـ ـ ـدر حــ ـرفـــ وقتي خواستم سرنوشتم را عوض كنم بر سرم فرياد كشيدند وقتي خواستم به راه عشق بروم گفتند فرضيه است وقتي خواستم بر روي غم بخندم باري گران بر دوشم نهادند وقتي خنديدم گفتند ديوانه است وقتي گريستم گفتند كودكانه است حال كه در سكوتم گويند عاشق است هیچوقت نگفت ه اند که به زور باید لبخند زد،
گاهی وقتها باید تا نهایت آرامش گریست... آنگاه تبسمی مهمان صورتت میشود که زیباتر از رنگین کمان بعد از باران است رقصان بگذريم ، شادمانه و شاکر از بيرون به درون آمده ايم و به هیأت پر شکوه انسان زاده شديم تا در بهار گياه به تماشای رنگين کمان پروانه بنشينيم و جهان را به قدر همت و فرصت خويش معنا کنيم ......... دختر از پسر پرسید : من خوشکلم؟گفت نه !گفت دوستم داری؟گفت نوچ ! گفت اگه بمیرم برام گریه میکنی؟ گفت اصلاْ ! دختر چشماش پر از اشک شد. هیچی نگفت. پسر بغلش کرد و گفت: تو خوشکل نیستی زیبا ترین هستی . تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بمیری برات گریه نمی کنم چون من هم می میرم ببخشید که دیر به دیر آپ میکنم .... از دوست عزیزم فائزه جوووون معذرت میخوام ...خودش میدونه چرا .... من نه از جنس خدايم مسلک سالک غم خوردن نیست حاصلش تن به قضادادن وپژمردن نیست اضطراب وهوس ودیدن ونادیدن نیست زندگی خوردن وخوابیدن نیست زندگی جنبش وجاری شدن است زندگی کوشش وراهی شدن است از تماشاچه اغازتا به جایی که خدامیداند
آن روزها كه زندگیم بد نمی گذشت اندوه دردهای من از حد نمی گذشت یك عابر غریبه كه همراه سایه اش از كوچه های شعر مردد نمی گذشت یك ماهی سپید كه هر قدر می پرید از ارتفاع تنگ، یك سر نمی گذشت این زندگی اگرچه كسالت می آفرید اما به شكل یك غم ممتد نمی گذشت از صافی دلم همه رد می شدند و حیف آن خوب خوب خوب كه باید ، نمی گذشت گفتم:خدايا از همه دلگيرم..گفت:حتی از من!گفتم :خدايا دلم را ربودند..گفت:پيش از من؟گفتم:خدايا چقدر دوري!گفت:تو يا من!؟..گفتم خدايا تنهاترينم...گفت:پس من؟گفتم :خدايا كمك خواستم.گفت:از غير من؟!گفتم :خدايا دوستت دارم...گفت:بيش از من!گفتم :خدايا اينقدر نگو من.گفت: من توام تو من!..... love is wide ocean that joins two shores عشق یعنی هرچه داری نیم کن دلم واسه همتون تنگ شده بود .. خیلی وقت بود آپ نکرده بووودم .... ولی ممنون که بازم بهم سر میزدین ... خیلی دوستتون دارم .... اینا همشوون گر چه کوچیکن ولی تقدیم به دل دریایی شما میکنم ... زندگی مانند دیکته است می نویسیم و پاک می کنیم غافل از روزی که ناگهان گویند وقت تمام شد برگ ها بالا ... منم دیکته مو خیلی وقته نوشتم ولی کسی نمیاد برگمو بگیره ....
قلم چند گاهیست نام تو را چکه می کند
و من روزهاست یاد تو را گریه می کنم
نام تو، یادِ تو، دستانِ تو، تو ... تو ...
نگاهت عمیق بود، عمیق و مهربان
چشمانت دست نیافتنی بود، سرابی واقعی
می دانی؟
لحظه ای که کسی از نگاهت الگو می گیرد، دلهره می گیرم ...
غمگین می شوم
می خواهمت ...
امروز آسمان، دریایی زلال بود، مثل دلت
راستی
مــ ــ ـونــ ـده تــ ـوی دلــ ــتــ
اونـ ـقــ ـدر دلــ ــت مــ ـی خــ ــواد
فــ ـریــ ـادشــ ـون بـ ـزنــ ـی
تــ ـا هــ ـمــ ــه بــ ــدونــ ـن چــ ــ ـقـ ـدر غـ ـصــ ـهــ داریــ
امــ ـ ـا چــ ـه فــ ـایــ ـدهــ ...؟
هــ ـمه مـ ـی شــ ـنـ ـونــ
جـ ـز اونکــ ـه بایــ ـد بشــ ـنــ ـوهــ ...!
پـ ـس بــ ـه ایــ ـن نــ ـتیــ ـجه مــ ـی رسـ ـیــ
که سکــ ـوت کـ ـنیــ .
بـ ـرای همــ ـینــ ـه کـ ـه میــ ـگنــ :
ســ ـکوت فـ ـریــ ـاد هـ ـ ــزارن درد استــ .
تـ ـو بــ ـی انتهـ ـا تریــ ـن فریــ ـادیــ
کــ ـه در ســ ـکوت مــ ـن نشــ ـستــ ـه ایــ !!!
یک نفر قلب تو را بی سحر و جادو می برد
بی گمان من می شوم بازنده و او می برد
اشک می ریزم و می دانم که چشمان مرا
عاقبت این گریه های بی حد از سو می برد
آنقدر تلخم که هر کس یک نظر میبیندم
ماجرا را راحت از رفتار من بو می برد
من در این فکرم جهان را می شود تغییر داد
عاقبت اما مرا تقدیر از رو می برد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
ای ماه شهر آرای من
ای چشم های روشنت
آیینه ی فردای من
دلتنگ دیدار تو ام
در گریه ها و خنده ها
فریاد می دارم تو را
ای قصه ی شب های من
دلتنگ دیدار تو ام
پر از عذاب و اشتیاق
بازا و بر چشمم نشین
ای خوشترین آوای من
مستم و پر از التهاب
در سایه ی این اشتیاق
دورم نما از هستی و
این درد جان فرسای من
ایام دلگیر من از
لمس خوشی مستور بود
آرام کن قلب مرا
روشن ترین دریای من
خوشبختی، ساختن عروسک کوچکیست از یک تکه خمیر نرم شکل پذیر...
به همین سادگی،
به خدا به همین سادگی؛
اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه هیچ چیز دیگر...
خوشبختی را در چنان هالهای از رمز و راز، لوازم و شرایط، اصول و قوانین پیچیدهی ادراکناپذیر فرو نبریم که خود نیز درمانده در شناختنش شویم...
خوشبختی همین عطر محو و مختصر تفاهم است که در سرای تو پیچیده است
تقديم به بهترين دوستانم
رنگ گل رز رنگین کمان دقیقا به رنگ های رنگین کمان است.
آنها توسط Peter Van de Werken ، که صاحب یک
شرکت گل در جنوب هلند است طراحی شده اند. این گل های رز رنگین کمان
واقعی هستند. ساقه این گل های ویژه را در حالی که رشد می کنند در
رنگ مخصوصی قرار می دهند ، که در نتیجه آن رنگ توسط گلبرگ جذب می شود.
تولید آنها آسان نیست و نیاز به کمی مهندسی دارد.
گل های رنگین کمان هدیه خوبی برای جشن عروسی است.
قیمت خورده فروشی 5 شاخه گل رنگین کمان 55 دلار و 2 دوجین رز
رنگین کمان بالغ بره 325 دلار است. روزانه این شرکت بیش از ٢ میلیون
شاخه گل به ارزش ٢ میلیون یورو از هلند به سراسر جهان ارسال
می نماید و در روزهای خاص نظیر والنتاین این تعداد به بیش از ٢ برابر می رسد.؟

آواره شدن ,حکايت سختی نيست.
از پاکی اشکهای خود فهميدم .
لبخند هميشه راز خوشبختی نيست ......
و نه از جنس بلور
من همانم که خودم مي دانم
نابي و پاکي و خالص صفتي نيست درم
من من نيست هنوز
آنچه او مي خواهد
هر کی بود غریبه بود،از دلم خبر نداشت که تو رو از دلم ربود
هر کی بود،هر چی که داشت،قد من عاشق نبود
واسه چشمای سیاهت به خدا لایق نبود
گول نگاشو خوردمو،دلم رو بستم به چشماش
دیوونه بودم،مثل شمع ی عمری آب شدم به پاش
بعده ی عمره آزگار عشق منو گذاشت کنار
رفت پی عشق دیگه،منو سپرد به روزگار
از اولش هیچکی نبود،هیچکی به دادم نرسید
قصه من به سر رسید،دلم به عشقش نرسید...
زمیـن جـای قشنـگــی نیـست !
مــن از اهــل زمیـنـم خــوب میـدانـم
که گـل در عـقد زنبور اسـت ، ولی سودای بلبل دارد و پروانه را هم دوست میدارد...!
عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل رابه یکدیگر پیوند میدهد
life whithout love is none sense and goodness without love is impossible
زندگی بدون عشق بی معنی است و خوبی بدون عشق غیر ممکن
love is something silent , but it can be louder than anything when it talks
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود
love is when you find yourself spending every wish on him
عشق آن است که همه خواسته ها را برای او آرزو کنی
love is flower that is made to bloom by two gardeners
عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند
love is like a flower which blossoms whit trust
عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید
love is afraid of losing you
عشق یعنی ترس از دست دادن تو
no matter what the question is love is the answer
پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد
when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough
وقتی هیچ چیز جز عشق نداشته باشید آن وقت خواهید فهمید که عشق برای همه چیز کافیست
love is the one thing that still stands when all else has fallen
زمانی که همه چیز افتاده است عشق آن چیزی است که بر پا می ماند
love is like the air we breathe it
may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it
عشق مثل هوایی است که استشمام می کنیم آن را نمی بینیم اما همیشه احساس و مصرفش می کنیم و بدون ان خواهیم مرد
عشق یعنی یک تمنا یک نیاز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز
عشق یعنی چشم خیس مست او زیر باران دست تو در دست او
عشق یعنی ملتهب از یک نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه
عشق یعنی عطرخجلت...شور
عشق گرمی دست تو در آغوش عشق
عشق یعنی"بی توهرگز"...پس بمان تا سحر از عاشقی با او بخوان
زندگی درک همین اکنون است زندگی شوق رسیدن به همان فردایی است ، که نخواهد آمد تو نه در دیروزی ، و نه در فردایی ظرف امروز ، پر از بودن توست شاید این خنده که امروز ، دریغش کردی آخرین فرصت همراهی با ، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک ، به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ زندگی ، خاطر دریایی یک قطره ، در آرامش رود
زندگی ، حس شکوفایی یک مزرعه ، در باور بذر زندگی ، باور دریاست در اندیشه ماهی ، در تنگ زندگی ، ترجمه روشن خاک است ، در آیینه عشق زندگی ، فهم نفهمیدن هاست
زندگی ، پنجره ای باز، به دنیای وجود تا که این پنجره باز است ، جهانی با ماست آسمان ، نور ، خدا ، عشق ، سعادت با ماست
فرصت بازی این پنجره را دریابیم در نبندیم به نور ، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم پرده از ساحت دل برگیریم رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم
زندگی ، رسم پذیرایی از تقدیر است وزن خوشبختی من ، وزن رضایتمندی ست
زندگی ، شاید شعر پدرم بود که خواند
زندگی شاید آن لبخندی ست ، که دریغش کردیم
زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت
زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست
گر سرخم ،چنان آتش حدیث دیگری دارم
گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی
یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود
و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه
ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت
ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته
و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود
ز آنچه زیر لب می گفت: شنیدم سخت شیدا بود
نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش
افتاده بود- اما طبیبان گفته بودندش
اگر یک شاخه گل آرد ازآن نوعی که من بودم
بگیرند ریشه اش را و بسوزانند
شود مرهم برای دلبرش آندم شفا یابد
چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را
بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده
و یک دم هم نیاسوده، که افتاد چشم او ناگه به روی من
بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من
به آسانی مرا با ریشه از خاکم جداکرد و
به ره افتاد و او می رفت و من در دست او بودم
و او هرلحظه سر را رو به بالاها
تشکر می کرد پس از چندی
هوا چون کوره آتش زمین می سوخت
و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت
به لب هایی که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟
در این صحرا که آبی نیست
به جانم هیچ تابی نیست
اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من
برای دلبرم هرگز دوایی نیست
واز این گل که جایی نیست ؛ خودش هم تشنه بود اما
نمی فهمید حالش را چنان می رفت و
من در دست او بودم وحالا من تمام هست او بودم
دلم می سوخت اما راه پایان کو ؟
نه حتی آب، نسیمی در بیابان کو ؟
و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت
که ناگه روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر اوکم شد
دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد- آنگه
مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت
نشست و سینه را با سنگ خارایی
زهم بشکافت زهم بشکافت
اما ! آه صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد
زمین و آسمان را پشت و رو می کرد
و هر چیزی که هرجا بود با غم رو به رو می کرد
نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب، خونش را
به من می داد و بر لب های او فریاد
بمان ای گل که تو تاج سرم هستی
دوای دلبرم هستی بمان ای گل
ومن ماندم نشان عشق و شیدایی
و با این رنگ و زیبایی
و نام من شقایق شد
گل همیشه عاشق شد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

| Design By: KHanOomi |


